بارقه‌ای از امید در تک تک کلماتش منعکس می‌شود و آنها را به درخشش درمی‌آورد. کمی با خود کلنجار می‌رود، سرش را به اطراف می‌گرداند و با غروری آمیخته با خواهش می‌گوید: شماره تماسم رو می‌ذارم. شاید مسئولی، دلسوزی تماس گرفت.